کویر اردستان - ۲ اسفند ۹۵
گزارش برنامه دو روزه کویر خوش آباد و کوهپیمایی دراقامتگاه کوهستانی چشمه رود بهمراه صعود به قله ۲۰۷۰ متری دلو (از بابت تاخیر در اطلاع رسانی تهیه این گزارش که سرورم آقای هوشیاری مسولیت اونو به من سپرده بود عذر خواهی میکنم چرا که « اگر دیر آمدم ..... »)
پیشنهاد اجرای این برنامه روزی که میهمان گروه کوه نوردی همنوردان دماوند تو برنامه قله وردیج بودم مطرح شد
اشتیاق گروه و نیز علاقه خودم به اجرای برنامه ترکیبی کویر و کوه که بعدا دیدن جاذبههای فرهنگی نیز بهش اضافه شد زمینه ساز اجرای برنامه اردستان شد.
تقریبا همه حدود ساعت پنچ صبح پنج شنبه ۲۸ بهمن ۹۵ تو میدان آرژانتین بودند بعد از انتقال وسایل شخصی که عموما لباس گرم و مناسب این فصل بود و پارک کردن خودرو های اضافی تو پارکینگ بیهقی شروع به حرکت نمودیم.
ساعت شش خروجی تهران توقف کوتاهی برای نماز و رسیدن بچه ها داشتیم .
فاصله خروجی تا اردستان حدود ۳۴۰ کیلومتر بود
بین راه غیر از چند توقف کوتاه که عموما بعلت استفاده از دستشویی بود برنامه دیگری نداشتیم (بیرون روی یکی دو نفر بیشتر به چشم میخورد چه خودش سوژه خنده بچه ها شده بود). مقصد اول برنامه ما بازدید از کویر و جاذبه تاریخی در روستای خوش آباد حدود ۲۵ کیلومتر مانده به اردستان بود.
اکثر نفراتیکه ابتدا با یه اردستانی چه مثل من لحجه اش رو نیز نتوانسته تغییر بده مواجه میشن میرسد شما یزدی هستین؟ دومین سوال من اینه که اونجا ارده دارین؟؟
اردستان شهری در حاشیه کویر و در فاصله یکصد کیلومتری اصفهان و بین کاشان و پایین و در راه مواصلاتی تهران بندر عباسه . اردستانی ها قدیما به زبان فارسی دری با گویش خاص اردستانی صحبت می کردن حالا هم بعضا همینطور البته من بیشتر اون گویش رو متوجه میشم ولی نمی توانم باهاش صحبت کنم.البته تو بیست و چهار سالی که تو تهران بودم چند بار عمل جراحی نیز انجام شد که تلاش پزشکان با عمل لحجه به جایی نرسید و هنوز با همون گویش مشابه یزدی ها ولی با غلظت کمتر سخن پراکنی می کنم!!!!!
دوم اینکه که ارده محصول اردستانی ها نیست و عمده محصول اونا انار ، انگور و گندم است که انار اون واقعا خوبه آبدار ، کم هسته ، پوسته نازک و عموما شیرین ( برخلاف انار ساوه که ترش ،بزرگ و دوستای کلفت دارن.)
تو مسیر از شهر ها ی قم ،کاشان و بادرود گذشتیم و بعد از عوارضی نطنز جاده به یه دوراهی ختم میشه که جاده سمت راست به اصفهان و جاده سمت چپ به اردستان و متعاقب اون
به نایین ،یزد و .... ختم میشه از این دو راهی بیست پنج کیلومتر راه دیگه مونده بود. مقصد ما بین روستای موغار و شهر مهاباد بود که باید از جاده اصلی جدا می شدیم از تابلو روستا سر جاده تا خوش آباد که به سمت شرق می رفت ۵ کیلومتر جاده آسفالت داشتیم . تو اینجا بود که فاطمه خانم با پدرشون علیرضا بهمون ملحق شدن . زحمت تهیه صبحونه رو نیز کشیده بودن که در کنار امامزاده و در خارج روستا با بچه ها مشغول خوردن شدیم حالا ساعت ده و نیم صبح بود. هوا واقعا بهاری شده بود . آقا علیرضا دبیر تاریخ بود ولی اینبار زحمت ارایه اطلاعات تاریخی از منطقه رو به دخترشون که مهندس الترونیک بود داده بودن ! البته به نظر من مطالعه قبلی داشتن و در انتقال مطالب مسلط بودن . داشتیم برای رفتن به کویر و بازدید از دروازه و ساختمان قدیمی منسوب به هفت شهر لیلاز آماده می شدیم
حرکت مون رو بعد از استفاده از یه دستشویی مفرح کنار امامزاده به سمت اردستان ادامه دادیم . اینبار مقصد ما بازدید از منحصر بفرد ترین و تنها قنات دو طبقه ایرانه، قنات دو طبقه مون در خیابان شهید فایق اردستان و در محله ای به همین نام
بعد این توضیحات کوه توسط فاطمه خانم ارایه شد از محل پراکندگی سفالها دیدن کردیم ،پیمایش کویر ،راه رفتن رو شنهای روان و عکاسی در کویر خوش آباد حدود سه و نیم ساعت زمان برد.
حرکت مون رو بعد از استفاده از یه دستشویی مفرح کنار امامزاده به سمت اردستان ادامه دادیم . اینبار مقصد ما بازدید از منحصر بفرد ترین و تنها قنات دو طبقه ایرانه، قنات دو طبقه مون در خیابان شهید فایق اردستان و در محله ای به همین نام
تو فاصله ای که من و سامان برای گرفتن ناهار و آش انار بعد از ظهر رفتیم تیم به اتفاق فاطمه خانم برای دیدن محل تقسیم آب کنار فرضه ها مجاور شهرداری تو قسمتی که به باغ قلعه معروف بود میرفتن
دیگه بچه هایش داشت گشنه شون میشد
بدون هر گونه چاپلوسی می خوام بگم این گروه فوق العاده بودن صبور ، دوست داشتنی ، صمیمی و بدون هیچ حاشیه چه من نظیرش رو تو کمتر گروهی دیده بودم
بطرف روستای چشمه رود حرکت کردیم ساعت ۴ آقا کیهان ، همسر و پسرشان درب خونه به استقبال مون اومدن
بعدش همه چای آتیشی ، نشستن کنار آتیش ،شعر خوندن ، آش انار ، چای قند پهلو کنار سماور ذغالی ، پانتومیم و...
بعدشم خانومها تو اطاق کنار کرسی و آقایان هم تو یه اطاق تو در توی دیگر استراحت کردن
برنامه جمعه ۲۹ بهمن با صبحانه کنار آتیش و سپس حرکت قسمت کوه آغاز شد
ارتفاع روستا حدود ۱۲۵۰ متر از سطح دریا وقصد ما قله دلو بود بعد از گذر از دره اویسی و رفتن روی خط الراس ساعت ۱۱ روی قله بودیم
قله ۲۰۷۰متری دلو میزبان گروه کوه نوردی همنوردان دماوند از تهران بود .
بچه ها بخاطر تلاش و اراده این پسر پیش خودشون اسم قله رو قله ماهان گذاشتند
بعد از برگشت که از مسیر دره شمال شرقی قله انجام شد ساعت یک و نیم بچه ها بعد از خوردن ناهار چای و خداحافظی با به آهنگ کردی به سمت اردستان حرکت کردن
آخرین برنامه ما بازدید از مجموعه منحصر بفرد مسجد جامع اردستان که روی ساختمان قدیمی آتشکده اردستان بنا شده بود رفتند
گاهه رفتن کم کمک نزدیک شد
کوچه ها باریک و ره تاریک شد ...
از حوصله ای که برای این گزارش داشتید و از صبوریتان تشکر میکنم
با آرزوی سلامتی و توفیق روز افزون- دوم اسفند ۹۵ احمد جلالی
- ۹۶/۰۴/۱۹