قله شیرکوه یزد - ۲۸ اردیبهشت ۹۶
با پیشنهاد آقای هوشیاری قرار شد صعود به قله شیرکوه نیز به خاطرات و افتخارات گروه اضافه بشه ، برآورد اولیه هزینه ها و لوازم و نیز انتخاب نفرات انجام حالا یه تیم ۱۷ نفره مصصمم داشتیم که قرار بود حوالی ساعت پنج و نیم صبح پنج شنبه ۲۸ اردیبهشت تو ایستگاه قطار باشن .ساعت ۶.۲۰ تو قطار با صبحانه ای که با همت آقا حمید تهیه شده بود بچه ها مشغول صرف صبحانه شدند البته زحمت تهیه بلیط ها رو هم حمید کشیده بود.
ساعت ۱۲ قطار به شهر یزد رسید شهری که به «شهر بادگیرها»«عروس کویر»«شهر دوچرخه»«دارالعباده» نیز معروفه
ساختمان امیرچخماق ،مسجد جامع، آب انبار،آتشکده زرتشتیان، موزه آب و... از دیدنیهای این شهره که واقعا چند روز وقت برای دیدن و درک فرهنگ غنی و هنر معماری ناب ایرانی لازم داره
راننده مینی بوس آقا سید محمد در ایستگاه قطار منتظر ما بود تا ما رو قسمت محل استراحت و سرو غذا که هتل والی تو مرکز یزد بود ببره
در این هتل و رستوران که خانه قدیمی و بازسازی شده قدیمی بود با خانواده جلالی که با دو فرزند و همسرشان منتظر ما بودند آشنا شدیم
بعداز صرف نهار و کمی استراحت با مینی بوس به طرف روستای ده بالا حرکت کردیم ،متاسفانه اقای جلالی به دلایلی نتوانستند گروه را همراهی کنند .پس از رسیدن به روستای ده بالا،افراد گروه لباسها را تعویض کرده و با برداشتن اب ساعت 5/30 استارت حرکت به سمت قله را زدند و از مسیر پاکوبها که مناظر بسیار زیبا و دیدنی داشت ، عبور کرده و به دره نجیب که دره بسیا زیبا اما با شیب بسیار تند بود رسیدیم .
بنظرم همنوردان یزد در آینده نزدیک اسم این دره رو عوض کنند... شیب تند و خسته کننده آش با «نجیب » شباهتی نداره
که در این زمان به دلیل برخورد به تاریکی هوا تا رسیدن به پناهگاه باقی مسیر را با نور هد لایتها طی کردیم ، در ساعت ۹٬۴۰شب ، به پناهگاه شیرکوه در ارتفاع ۳۴۸۰قرارداشت رسیدیم.
گروه پس از استقرار و صرف شام واستراحت در ساعت ۳,۳۰ بامداد ،حرکت خودشان را جهت صعود به قله شروع کرده ودر ساعت ۳٬۴۵ بامداد« ۱۵ نفر» به سمت قله حرکت رااستارت زدند. درساعت ۶ به قله رسیدیم .پس از استراحت وگرفتن عکس با بنر تهیه شده توسط آقایان دلشاد و صابری که در تقدیر و حمایت از آقای عظیم قیچی ساز بود.
باید سریعا به سمت پناهگاه حرکت می کردیم فرصت زیادی نداشتیم
یکی از نقطه ضعف این برنامه زمانبندی فشرده برنامه بود که بدلیل محدودیت بلیط قطار و مشغله بچه ها فاصله تا تهران و تقریبا بصورت ناخواسته پیش آمده بود که بعضی وقتها آزار دهنده و تا حدی خسته کننده بود که البته این هم گاهی تو برنامه ها پیش میاد و صبوری و همدلی همنورد آن و لذت صعود قله و سلامتی بچه ها خودش مشکل رو حل میکنه.
پس از صرف صبحانه در ساعت ۷,۳۰ دقیقه به طرف ده بالا حرکت کرده و تقریبا تمام گروه در ساعت ۱۱٬۲۵ پای ماشین بودیم و عازم یزد شدیم ،به پیشنهاد گروه بعداز صرف فالوده یزدی، ساعت ۱٬۴۵ واردسالن راه آهن یزد شدیم. آقای جلالی نهار گروه را با خودشون به ایستگاه قطار آورده بودند که در داخل قطار نهار صرف شد
و ساعت ۸ بعدازظهر وارد تهران شدیم.
در خاتمه از زحمات و هماهنگی های آقای هوشیاری ، همسرشون، زحمت های آقا حمید ، حس همکاری و رفاقت همه گروه که با صبر و حوصله موجب گردیدند که صعود خاطره انگیز داشته باشیم سپاسگزارم.
نگارنده گزارش: احمد جلالی