حدود ساعت ۶ صبح، با یک گروه ۶ نفره از آهار شروع به حرکت کردیم... با اینکه تابستون بود هوا خیلی خنک و دل نواز بود... اوایل مسیر پر بود از باغ های گیلاس و آلبالو... به لطف آقای سالمی عزیز از شاخه های بیرون اومده از باغ ها گیلاس و آلبالوهای خوشمزه و تازه ای خوردیم... بعد از گذشتن از بین باغ ها، به دشت رسیدیم ...
مسیر را ادامه دادیم تا به سرچشمه ای که به گوسفندسرا معروف است رسیدیم... قرار بود صبحانه را در همانجا صرف کنیم اما اطراف چشمه طوری بود که گویی به شهر جیرجیرکها وارد شده بودیم... با هر قدمی که به زمین میگذاشتیم بیشتراز چند ده تایی از زمین بلند میشدند... طوری که امکان مستقر شدن وجود نداشت... به این ترتیب باز هم به مسیر ادامه داده و از دره ای نا نجیب با شیب بسیار تند عبور کردیم تا شاید کمی از وجود جیرجیرکها کاسته شود...
ساعت ده برای صرف صبحانه توقف کردیم و با سفره رنگی صبحانه مفصلی نوش جان کردیم حدود ساعت 10:45 باز به راه خود ادامه دادیم... دیگر قله به وضوح مقابلمون بود... انقدر نزدیک که انگار یک ساعت دیگه بهش خواهیم رسید... ولی هرچه راه میرفتیم قله همان سرجای خودش بود...
حدود ساعت 2:30بدون باز کردن سفره درکمر کوه بر روی سنگ ها نشستنیم و ساندویچی از قبل آماده شده صرف کردیم... دوباره به راه خود ادامه داده تا ساعت 4 بعداز ظهر به قله رسیدیم در پناهگاه قله به هرکسی که می گفتیم از مسیر شکرآب صبح حرکت کردیم باورشان نمیشد که یک روزه بشه از این مسیر صعود کرد...
در بالای قله بعداز صرف میوه و چای و کمی غذا و عکس گرفتن ساعت 5:30 از قله به سمت ایستگاه هفت حرکت کردیم ... از ایستگاه هفت با تله کابین به سمت ولنجک پایین اومدیم و در نهایت ساعت 6:30 این صعود موفق آمیز را به پایان رساندیم...
تشکر میکنم از همه این عزیزان که مارا در این صعود یاری کردن...
به امید صعودهای دیگر در کنار دوستان عزیز...
اعضای گروه در این صعود: آقایان محمد سالمی و حسن هوشیاری (لیدر) و خانمها فرح یوسفی، رویا افسردیری، ساینا هوشیاری و فرناز یوسفی