خاطرات صعودهای همنوردان دماوند

خاطرات صعودهای همنوردان دماوند
بایگانی

۵ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «گروه» ثبت شده است

۰۸
مرداد

اخرین باری که حصارچال را دیدم... یک چادر زده بودم بین دو رودی که سرچشمه داشتند از آب های ذوب شده یخچال دایمی علم کوه... هوا بس ناجوانمردانه عالی😂یک لباس ورزشی در بر، همراه با نوشیدن قهوه ترکی که خودم درست کرده بودم و دیدن مناظر کمپ و طبیعت حصار چال... کلا تمام مناظر زیبا و طبیعت متعلق به کسانی است که رنج راه بر خود تحمیل میکنند و میروند، می بینند و زندگی می کنند در لحظات ناب.🌹

مثل سیاوش همنورد عزیزم...آرزویم دیدن دوباره علم کوه و حصار چال بود. توفیقی دست داد تا در ۶ مرداد ۹۶ پس از ۴ سال به محیط زیبای کلاردشت، رودبارک، حصار چال و علم کوه بر گردم. دومین قله بلند ایران با ارتفاع ۴۸۵۰متر. ولی ایندفعه تنها نبودم... بلکه در قالب یک گروه ۱۲ نفره از عزیزانی که چندین صعود موفق با هم داشتیم... گروه همنوردان دماوند....🌴

روز قبل از صعود ساعت ۴ صبح با کوله باری از وسایل صعود، همگی خود را به ترمینال بیهقی رساندیم و با مینی بوسی که لیدر از قبل مهیا نموده بود از جاده چالوس به سمت رودبارک کلاردشت (کمپ فدراسیون کوهنوردی) عازم شدیم. پس از رسیدن به کمپ و استقرار در اطاقها و صرف صبحانه، برای هم هوایی قبل از صعود😂😂😂😂با لباسهای مهمانی به سمت مناطق ییلاقی مسیر کلاردشت-عباس اباد رفتیم...جنگلهای انبوه مازندران واقعا مناظری هستند که دل از هر بیننده ای می ربایند.🌹ترانه های زیبایی که توسط همنوردان در ماشین اجرا شد و جوجه کبابی که توسط لیدر عزیز و همسر مهربانشان رویا خانم از پیش مهیا گردیده بود... روشن کردن اتش با ذغال و چوبهای جنگلی ....از لحظات فرحبخش این هم هوایی است😊😊😊

استفاده از طبیعت سر سبز خطه شمال ایران با محیطی رام و آرام با دوستانی یکرنگ و یکدل ...دلنشین است....توصیه میکنم امتحان کنید🙏

قله علم کوه در منطقه تخت سلیمان یا به عبارتی الپ ایران واقع است و از زیباترین مناطق کوهنوردی ایران محسوب می شود. یکی از اساتید کوهنوردی ایران رقمی در حدود ۲۰۰ قله در این منطقه متصور بود و علم کوه را اورست ایران نام نهاده است.بیشتر شهرت این قله به خاطر دیواره ای است که در دامنه شمالی ان واقع است و دارای فنی ترین و سخت ترین مسیرهای سنگ نوردی در ایران است. این دیواره در ایران جایگاهی مانندk2در جهان را دارا است.

ساعت ۴:۱۰دقیقه روز جمعه ۶ مرداد همه همنوردان برای طی مسیری ۲۷کیلومتری توسط پاترولهایی که از پیش مهیا شده بودند،سوار ماشین شدند و پس از ۷۰ دقیقه به ابتدای مسیر کوهپیمایی رسیدیم.پس از طی مسیری ۲ ساعته و گذشتن از یخچالهای دایمی و رسیدن به بهشت ایران حصارچال در ارتفاع ۳۷۰۰ متری ....اغازی بود برای یک صعود...

پس از صرف صبحانه در حصار چال و در هوایی مطبوع و دلنشین...در ساعت ۸ صبح به سمت قله راه افتادیم...هر چه بالاتر میرفتیم زیبایی منطقه بیشتر دیده میشد...دیدن حوضچه های اب طبیعی و منظری دیگر از کمپهای بر افراشته در منطقه حصارچال همه را شیفته و واله خود میکرد.🌹🌹🌹🌹

در ارتفاع ۴۴۰۰ متری استراحتی داشتیم،استراحت چه عرض کنم....بعضی از دوستان به دلیل خستگی راه شاید چند دقیقه ای به خواب شیرین هم فرو رفتند...شاید باور نکنید من خوابیدم حتی خواب هم دیدم...خواب یک دریاچه با ۱۲ قوی زیبا،سفید با گردنهای افراشته و در حال رقص زیبای قو....(حتما اهنگ دریاچه قو اثر چایکوفسکی را گوش دهید...لطیف ترین اهنگی است که تا کنون شنیده ام).

ساعت ۱۵پس ازهفت ساعت از جبهه جنوبی و عبور از مسیری صعب و گاها دست به سنگ شدن...به قله رسیدیم.

نقل قول از فرناز: وقتی که به قله رسید...اولین سوالش این بود: واقعا رسیدیم؟ بله رسیدید ...👏👏همه دوستان با تلاش و همت خودشان دومین قله مرتفع ایران را صعود کردند و بر افراشتن پرچم همنوردان دماوند که با یاد و خاطره بانوی کوهنوردی ایران.‌‌‌....لیلا اسفندیاری مزین شده بود....افتخاری بود برای این صعود..‌. روحش شاد و یادش گرامی.‌‌‌🌹


از زیبایی های این صعود..‌.صعود جوانترین عضو گروه امیتیس نازنین به همراه پدر و مادر عزیزش به علم کوه بود...تبریک امیتیس🙏🙏🙏🙏🙏


ساعت ۱۶ آرام آرام عزم فرود کردیم...همه اساتید کوهنوردی میدانند برگشت سخت تر از صعود است. با تنی خسته بعد از ساعتها پیاده روی در ساعت ۸ به حصار چال رسیدیم....بعضی از دوستان در پی مهیا کردن چای بودند ولی به دلیل کمبود وقت از تهیه چای گذر کردیم و گذشتیم.

دو ساعت در شب ،،،گروه با نور هد لمپ و چراغ قوه در مسیری که از یخچالها میگذشت همنوردی کردند.گاها سختی راه مشکلاتی را برای بعضی از دوستان ایجاد کرد ولی خدا راشکر همگی به مامن رسیدیم. محل پاترولها که یکی از انها به سختی روشن شد.😊😊😊.

تصور کنید در دل شب با خستگی یک صعود سخت یک روزه ...مجددا باید یک مسیر ناهموار ۲۷ کیلومتری را در جاده ای پر فراز و نشیب طی نمود با تنی خسته و رنجور.....ما اینکار را انجام دادیم👍👍👍👍

در ساعت یک نصف شب به اردوگاه رودبارک رسیدیم...

گویا جانی دوباره در کالبد خسته گروه دمیده شد....بعضی از دوستان به دنبال سرو سامانی دوباره به زندگی...و بعضی دیگر به دنبال استراحت....ولی همه در یک چیز مشترک بودند‌‌‌‌‌....خوشحال از صعودی موفقیت امیز و رسیدن به مامنی دوباره🌹🌹

شخصا از اینکه همه صحیح و سالم پس از ساعتها کوهنوردی و گذران مصاعب به اردوگاه رسیدند.‌‌...خوشحال بودم.🌴

در پاسی گذشته از نیمه شب...به سمت تهران راه افتادیم...پس از صرف شام در یک رستوران در مرزن اباد در ساعت ۲.۵ نصفه شب....به پیشنهاد یکی از همنوردان که معتقد بود:در ایران هر کاری انجام شدنی است ...شامی گوارا صرف شد....تصور کنید وسط جاده اکبر جوجه با برنج ته دیگ دار با ماست و نوشابه و زیتون پرورده و سیر ترشی، انهم ساعت ۲.۵ نصفه شب😂😂😂😂

پس از صرف شام....به سمت تهران راه افتادیم...رسیدن به تمدنی شلوغ، پر ترافیک و پر دغدغه در ساعت ۷ صبح پایانی بود برای صعودی سخت ولی دلنشین...

مهمترین کاری که انجام شد... انجام یک کار گروهی بود و آن رفتن به دومین قله مرتفع ایران است....یک گروه با گوناگونی نسلهای متفاوت.....همین بس است و کافی.‌‌‌‌ گوارای وجودتان....مشت چنگتان...🙏

رامین مسطور - ۷ مرداد ۹۶

  • فرناز یوسفی
۲۸
تیر

🌴منم که دیده به دیدار دوست کردم باز

چه شکر گویمت ای کار ساز بنده نواز


دوستی داشتم همین حوالی،فقط یک چند صد کیلومتری معادل ۱۲ ساعت رانندگی با هم فاصله داشتیم،،،،۳ سال پیش با یک گروه ۱۷ نفره با برو بچ دانشگاه با چند تا ماشین عاریه و کلی قرض و قوله و گرفتن مرخصی ورزشی،رفتیم به زیارتش...

با رویی باز پذیرایمان بود،ولی ۲۴ نوع اب و هوا،،،از بری و بحری نصیبمان کرد.هم برف،هم مه،هم آفتاب عالم تاب،هم رعد و برق ....و هم تگرگ.

حسابی از خجالتمان در امد...۱۲ ساعت در خدمتش بودیم،ولی باز هم به معرفتش...‌سالم گذاشت برگردیم.😂😂😂😂

اندفعه که خدمتش بودیم...اسمش دلی ساوالان بود(سبلان دیوانه)....ولی فکر کنم ...انهم مثل من پیر شده😔😔چون اینباره پس از ۳ سال که برای دست بوسی خدمت رسیدیم...با هوایی دل انگیزو آفتابی پذیرایمان شد‌‌‌....گویا دوپامین مغزش زیاد ترشح کرده بود و آرام شده بود....😂😂😂😂🙏

سر خوش بود و خوشحال...

من اگر جای ساوالان بودم،همیشه از مهمانهایم با هوایی مثل روز صعودی که من و گروه ۱۳ نفره همنوردان دماوند داشتیم،از مهمانهایم پذیرایی میکردم..🌹گرم و افتابی.

.دوست من در این چند سال هیچ تغییری نکرده بود،،،فقط گنجشکهایش تپل تر و سر حالتر شده بودند.

یک سری از کوهنوردهای دوست تر از دوست...یا به معنای واقعی...عشق....لطف کرده بودند و علامتهایی زیبا با رنگ نارنجی در مسیر نصب کرده بودند تا ره گم نکنیم در این وادی.....ما ییم و موج سودا... ره گم کرده ، در این سالهای خاکستری.‌‌‌‌‌‌‌......

ولی خداییش ۴۸ تا تابلو زده بودند که از پای کوه به صورت معکوس شروع میشد‌‌‌‌‌‌...از ۴۸ تا ۱..تا شماره ۱۱ خیلی خوب بود ولی ۱۱ تا ا.....عجب انرژی ای میگرفت... 

 شمارش معکوس سخت است ،مخصوصا در  سربالایی.😳

همیشه قبل از صعود دوست داشتم ورزش کششی انجام بدهم....خدارا شکر ماشینهای لند روری که از پایین تا حسینیه ما را انتقال دادند...با حرکات موزون و البته همراه با خشونت منبعث از جاده ناهموار...همانند یک ماساژور حرفه ای این کار را انجام دادند....و پای صعود نیاز به هیچ حرکت ورزشی ای نبود...چون کاملا استخوانها نرم شده بودند...😂😂😂😂

ساعت ۷:۳۰حسینیه بودیم در ارتفاع ۳۷۰۰متری و با گروه به سمت قله صعود را اغاز کردیم.مسیر زیبا و دلنشین،هوا آرام و رام،دوستان موافق و همراه...از هر سنی و از هر قوم و نژاد و فرهنگی....همه اینها در عشق به صعود نهفته بود.

در راه پر فراز و نشیب گه گاه همنوردی جا می ماند،که با مساعدت و مهربانی سایر همنوردان،دوباره خود را به گروه میرساند،ماشالله جوانها همراه با رقص و شادی تا قله مارا همراهی کردند،،،و چه خوش ساعتی گذران ایام داشتیم.🌹

پس از ۶ ساعت پیاده روی و گذر از سنگ محراب ،در ساعت ۱۳:۳۰ به افق دوست به دریاچه ساوالان(اب بالای سر)رسیدیم...همه خوشحال و مسرور از صعودی دیگر تا ارتفاع رده ۵۰۰۰ متر(دقیقا ۴۸۰۲متر)...پرچم ها برافراشته و عکسها گرفته شد.و استراحتی دگر باره در کنار دوست و دوستان.و صرف هندوانه که توسط دوستان به قله اورده شده بود.

رطل فرود در ساعت ۱۵ نواخته و به همراهی گروه عازم مراجعت...ارتفاع زدگی جزئی برای بعضی از دوستان حادث شد که به یمن بازگشت به ارتفاع پایین همه چیز به خوبی و خوشی پایان یافت. مسیری ۱۸ کیلومتری در ۱۲ ساعت...از ارتفاع ۳۷۰۰ تا ۴۸۰۰..سوق دادن گروه به پایه ای از حضور حرفه ای در کوهپیمایی و فتح سومین قله بلند ایران  بود...یک مرتبه بالاتر....👏👏

خوش باشد این طعم شیرین صعود بر همگی🙏

در لحظاتی که داشتم برای دل خودم گزارشی از صعود به سبلان مینوشتم...خبری خواندم از تگرگ در سبلان...در روز بعد از صعود گروه همنوردان دماوند....گویا دوست من از رفتن ما ناراحت است😊

خواهیم امد دگر بار در زمانی دیگر

چشم به راه باش دوست من🙏

ساعت۱۹:۳۰پس از چهار ساعت و نیم پیاده روی به حسینیه رسیدیم، و حلقه ای از شادی در میان سایر کوهنوردان که در حال رقص محلی بودند را همراه با چای و نباتی که لیدر گروه مهمانمان کرده بود،نظاره گر بودیم...برخلافی که مشهور است ایرانیها افراد افسرده ای هستند..ولی معتقدم اصلا اینگونه نیست....ایرانی هر زمان و مکانی که دست بدهد....شادی خواهد کرد.🌹🌹🌹🌹

مجددا سوار لندرورهای نرم کننده جان و استخوان، مسیر ۱۵ کیلومتری و خاکی حسینه تا شابیل را پشت سر گذاشته،و در اب گرم ان ساعتی را گذراندیم تا خستگی راهی ۱۲ ساعته را التیامی باشد.شامی گوارا از کباب کوبیده و چنجه تازه همراه با نوشابه و ماست و چایی بعد از شام ،انرژی از دست رفته را به همگی بازگرداند.

هرکس مکانی امن در زندگیش دارد،که پس از خستگی های ایام در انجا مامن میگیرد.مکان امن ما نیز در این سفر ،منزل کوهنورد پیشکسوت جناب اقای موسوی زاده در مشکین شهر بود که با آغوشی باز از همه مهمان نوازی میکرد.

پس از یک روز فعالیت به مامن خود بازگشتیم .و چه دلنشین بود خوابی عمیق پس از یک صعود رویایی .🙏

گرچه راهی است پر از بیم ز ما تا بر دوست.

رفتن اسان بود ار واقف منزل باشی

واقف منزل بودیم و تا بر دوست با گروه همنوردان دماوند رفتیم و باز امدیم. مبارکتان باشد حلاوت دیدار دوست.

رامین مسطور -  پنجشنبه ۲۲ تیر ۹۶


گزارش فنی صعود

آخه خداییش نوشتن گزارش فنی صعود به این مهمی رو سپردن به من تازه وارد! کوچک ترین عضو گروه که چهارمین قله خودش رو فتح کرده تازه... (حالا بماند که تا همین چند سال پیش فکر میکردم اون تپه ای که وقتی ۶-۷ ساله بودم و تو اردبیل با خانواده ازش رفته بودیم بالا سبلان بوده... چون تو کتابای جغرافی خونده بودم که کوه معروف اردبیل سبلانه😂😂😂)  البته شاید خیلی هم بد نباشه... از اونجایی که به خاطر تجربه کم مدام دارم از بزرگان گروه سوال میپرسم و از تجربیاتشون استفاده میکنم شاید خوب باشه که برای تازه کار هایی مثل خودم بنویسم... 

اول از همه اینکه یه سری اطلاعات جالب توی این صعود راجع به سبلان کسب کردم که دونستنشون خالی از لطف نیست... 

قله سبلان با ارتفاع ۴۸۱۱، سومین بلندترین قله ایرانه ... از یک طرف محلی ها گاهی به خاطر آب و هوای مدام در حال تغییر این کوه بهش میگن "دَلی ساوالان" یعنی "سبلان دیوونه" و از طرفی هم براشون جای مقدسی حساب میشه و برای همین گاهی "سلطان ساوالان" قسمشونه... باور به مقدس بودن این کوه هم از اونجاییه که اعتقاد دارن مزار زرتشت توی این کوهه و  سنگ محراب هم محل عبادت این پیامبر بوده... یکی از معانی "ساوالان" هم که میشه "محل دریافت وحی" این اعتقاد رو تایید میکنه... باورهای مردمی جالبی بین مردم این خطه وجود داره... مثلا اینکه بعضی ها اعتقاد دارن زمانی که تمام برف سبلان آب بشه، آخر زمان میرسه... یا اینکه وقتی نام سبلان برده میشه، خصوصا وقتی که بهش سوگند یاد میکنن، مار از شکارش دست میکشه...

به گفته دوستان، یکی از مشکلات اصلی ای که تو این صعود ممکنه پیش بیاد گم شدن در اثر مه همیشگی این کوهه. از طرفی یه جاهایی از مسیر هست که اگه ۲-۳ متر از نفر جلوییت فاصله بگیری دیگه نمیتونی ببینیش و این به خاطر سنگ های خیلی بزرگیه که توی مسیر از بینشون رد میشیم... پس با گروه موندن تو این شرایط خیلی مهمه... خصوصا اینکه دو طرف مسیر دره است... مسیر صعودی که ما انتخاب کرده بودیم با تابلوهایی که از هرکدوم بعدی قابل مشاهده بود علامت گذاری شده بود... تابلوها از حدود ۵۴ شروع میشه و به ۱ که برسی قله رو فتح کردی... 😊😊😊

ما توی یکی از بهترین آب و هواهای ممکن صعود کردیم ولی با این حال من به شخصه از همه ی لباس گرم هایی که توی کوله ام بود استفاده کردم... اونم تو تیرماه...از کاپشن و بادگیر و پولار گرفته تا کلاه پشمی... البته داریم افرادی مثل آقای هوشیاری عزیز که تا قله با تیشرت اومدن ... اما خب ترجیحا همه جور لباس گرمی با خودتون همراه داشته باشید... 


فرناز یوسفی- تیرماه ۹۶

  • فرناز یوسفی
۱۹
تیر

گزارش صعود به قله الوند همدان 

در پی فراخوان از سوی همنوردان دماوند جهت صعود به قله الوند چهارده نفرازهمنوردان

آمادگی خودشان رااعلام نموده 


روز اول 96/3/13

 راس ساعت سه و نیم بعداز روز شنبه در ابتدای پل سید خندان با سه دستگاه سواری عازم شهر همدان شدیم  گروه دوم دوستان در ابتدای عوارض اول تهران ساوه به ما ملحق شده وراهی شهر همدان گردیم  ساعت 8/10 در میدان فرودگاه بودیم پس گرفتن عکس« عکس شماره ۱»ساعت8/25 در میدان بابا طاهر آماده خوردن  شام که دوستان هر کدام به فراخور حال غذایی آورده بودند ، واقعا سفره رنگین ی بر پا شده بود چه فراوانی   و تنوع غذایی دست همه شان درد نکنه بعداز صرف شام  و تهیه نهار فردا عازم خانه ی خواهر گرامی آقای دلشاد شدیم که مورداستقبال گرم خواهر وآقا امیر همسر ارجمندشان قرار گرفتیم بعداز پذیرایی مفصل وشنیندن لطیفه های بسیار زیبای اقای محمد   سالمی چون قرار بود ساعت چهار صبح جهت صعود خودمان را اماده کنیم ساعت یک بعداز نصف شب  لیدر دستور خواب را صادر فرمودند .


روز دوم 96/3/14 

از ساعت 3/30 بامداد آرام آرام یکی یکی دوستان بیدار شده خانم دلشاد هم بساط صبحانه را فراهم کرده و دوستان راس ساعت 5 از منزل به طرف گنجنامه استار حرکت را زدند بعداز پارک ماشینها گروه آماده حرکت  به سمت قله شدند ساعت 5/30 ازمسیر تله کابین حرکت خودمان را اغاز کردیم هوا بسیار عالی وکمی سرد بود ،بعداز  سی دقیقه پیمایش لیدر دستور توقف به گروه  دادند چون دو نفر جدیدا به گروه پیوسته بودند جهت معارفه  افراد ضمن معرفی خود و گفتن سنشان و صرف کمی آب به راه خودشان ادامه دادند  « از سوی لیدر اقای قلی زاده  مسول انتظامات گروه تعیین گردده و سوت تحویل ایشان شد. « جهت  اطلاع نونهالان گروه خانمی  بودند که خودشان را اینطور معرفی نمودند من کارکر هستم چهار ساله و اقا شهرام با کمی مکث شهرام هستم چهار ساله » عکس شماره ۲

از مسیر پاکوب بسمت میدان میشان « دشت میشان » به حرکت ادامه داده و ساعت 7/20 به میدان میشان رسیدیم اقا محسن گل محلی که دارای چشم انداز بسیار زیبایی بود انتخاب و گروه جهت صرف صبحانه و استراحت به انجا هدایت شدند کوهنوردان زیادی در محل چادر زده یا کوپه کوپه در اطراف فروشگاه مشغول صرف صبحانه بودند ساعت 9/20 با سوت اقای قلی زاده افراد آماده جهت حرکت به سمت قله شدند نزدیک چشمه نادر گروه با گرفتن عکس و استفاده از چشم انداز زیبای محل حرکت خود را به سمت قله ادامه داده  عکس های شماره 6 و 7و 8» ساعت 11 به پناهگاه کلاغ لان رسیدیم پس از کمی استراحت و گرفتن عکس « عکس های شماره 9 و 10 » راهی قله کلاغ لان شده و ساعت 11/35 پای قله بودیم بعلت سختی مسیر صعود چند نفر از دوستان به راهنمایی سنگ نورد با اخلاق جناب اقای طاهری به طرف قله حرکت کرده پس از گرفتن عکس  « عکس های شماره 11  و 12و 13 و 14 و 15 »

 » اقای محمد مرتضوی و سه نفر از همراهانشان به گروه ما پیوستن و در معیت ایشان به سمت پناهگاه حرکت کردیم ساعت 12/30 گروه بعداز صرف نهار و چایی و استراحت  « عکس های شماره 14 و15 » در ساعت 2/40 برای صعود به قله الوند حرکت کرده  و ساعت 4/15  به پای قله الوند رسیدیم چون صعود به قله دشواربود لذا تعداداز آمدن به قله چشم پوشی کرده درعکس های گرفته شده سختی صعود مشخص می باشد بعلت زیبایی مناظر اطراف همنوردان علاقه بیشتردر روی قله از خود نشان داده و ساعت 5 با سوت اقای قلی زاده گروه به سمت شمه نادر حرکت کردند « عکس های شماره 16 الی 22» ساعت 6/30 به چشمه نادر رسیده پس از کمی استراحت و صرف میوه و شکلات و نوشیدن آب گوارای چشمه به سمت میدان میشان حرکت کرده و ساعت 7 از فروشگاه باآبجوشی که اقای دلشاد آوردند دوستان پس از صرف جایی و دمنوش آویش با سوت اقای قلی زاده استارت فرود به سمت گنجنامه زده شد و راس ساعت 9/20 در کنار ماشینها بودیم  جا دارد از زحمات بیدریغ اقای هوشیاری لیدر گروه و سرکار خانم هوشیاری دستیار لیدر و اقای دلشاد برنامه ریزی گروه به عهده داشتند تشکر و سپاسگزاری می کنیم اینجانب حسن هوشیاری از همه دوستان به سبب صبر و حوصله و متانتی که از خود نشان دادند صعودی ایمن انجام گرفت  تقدیر و تشکر می کنم از جناب اقای مرتضوی وگروه همراهشان و دخترخانم گلشان به سبب همراهی و همدلییشان سپاسگزارم 

مورخه چهاردهم خرداد نود وشش 

گزارشگر علی پروینی

🌸گزارش صعود به کوه الوند🌼

شهر همدان با آثار تاریخی اش همچون گنجنامه،آرامگاه پور سیناوبابا طاهر ...از دوران کودکی یک کودک ۱۰ساله که پدر بزرگ مادریش در دهه های دور در انجا اقامت داشته و تعطیلات هر سال برای دست بوسی بزرگ خانواده به هر مناسبتی به این شهر سفر میکرد همیشه مملو از خاطرات بوده است با این تفاوت که در تاریخ ۱۴ خرداد ۹۶ ان کودک ۱۰ ساله که الان در دهه ششم زندگی خود میباشد یک تفاوت اساسی را تجربه کرد و ان صعود به کوه الوند با یک گروه ۱۴ نفره همراه و همدل.💐

الوندازکوههای غربی ایران در ۱۸کیلومتری شهرهمدان و جزیی از زاگرس داخلی میباشدبا قدمتی۱۱۰میلیون ساله که دارای چندین قله ، چشمه  و رودو یخچال دائمی است.که در برنامه تعیین شده صعود به دو قله کلاغ لان به ارتفاع ۳۴۸۰متر و قله الوند به ارتفاع ۳۵۸۴متر در نظر گرفته شد.

در ساعت ۵ صبح روز یکشنبه ۱۴ خرداد پس از یک شب استراحت در منزل یکی از بستگان عزیز آقای اخلاق گروه...جناب دلشاد...با ماشین به سمت گنج نامه( ارتفاع ۲۱۰۰ متر)که مبدا صعود به قلل بود عزیمت نمودیم .مسیر راهپیمایی از دره کیوارستان و ابشار زیبای گنج نامه که کاملا پاکوب بود در ساعت ۵:۳۰اغاز و به سمت میدان میشان ادامه مسیر دادیم.هوا بسیار عالی و بدون باد و افتاب سوزان.پس از طی مسیری ۲ ساعته به میدان میشان (ارتفاع ۲۸۰۰ متر)رسیدیم که دارای ایستگاه تله کابین ،پناهگاه و امکانات رفاهی میباشد.لازم به ذکر است دوستان تا توانستند از مناظر دلپذیر و رودهای جاری و سرسبزی مسیر طی شده عکسها و فیلمهای زیبایی گرفتند.💐

پس از صرف صبحانه در کنار رودخانه زیبای میدان میشان که پوشیده از سبزه و گیاهانی نظیر گزنه و ازربه بود.گروه در ساعت ۹ به سمت تخت نادر از جبهه شرقی به راه افتاد.تخت نادر دشتی وسیع و سرسبز در ارتفاع ۲۹۰۰متری منطقه الوند واقعا دشتی نادر و کمیاب است که اسمی برازنده به نام نادر را همراه دارد.پس از استراحتی کوتاه و لذت بردن از این دشت وسیع و گرفتن عکس به سمت قله کلاغ لان ادامه مسیری دادیم.دیدن گله های زیبایی از دام ها و اسبها که ازادانه در این طبیعت زندگی میکردند خالی از لطف نبود.🌼

ساعت ۱۱:۳۰به جان پناه کلاغ لان در ارتفاع ۳۲۰۰متر رسیدیم و پس از اندکی استراحت و استقرار وسایل کوهنوردی در پناهگاه.گروه برای فتح قله کلاغ لان به سمت قله رهسپار شد.قله ای در ارتفاع ۳۴۸۰ متری که کاملا مشرف به شهرهای اطراف و یخچالهای زیبای منطقه الوند است.صعود موفقیت امیز دوستان ،برافراشتن پرچم گروه کوهنوردان دماوند و گرفتن عکسهای زیبا از خاطرات به یاد ماندنی است.

ساعت ۱۳ همه دوستان پس از فتح قله به جانپناه رسیدند.🤝

در ساعت ۱۵ پس از صرف ناهار و استراحت و با اشنایی با کوهنوردان جدیدی که سرشار از اخلاق و تجربه بودند از جمله جناب اقای مرتضوی و طاهری عزیز و خانواده گرامیشان.به سمت قله الوند(که نامی اساطیری داشته و بعضی معتقدند نام یکی از پسران نوح نبی است و چشمه نبی مجاور جان پناه که ابی گوارا و خنک دارد نیز ریشه گرفته از این مضمون است)حرکت کردیم.پس از یکساعت و نیم کوهنوردی و گاها دست به سنگ شدن دوستان موفق به فتح قله الوند شدند که میتوان گفت از صعودهای حرفه ای میباشد.👏👏👏

فدراسیون کوهنوردی ایران برای اموزش و اعزام کوهنوردان به هیمالیا همیشه صعود به الوند را مد نظر دارد...

بار دیگر پرچم گروه در این قله نیز برافراشته شد و دوستان پرتوان و خشنود از فتح دو قله در یک روز،عازم بازگشت شدند.مسیر باز گشت بدون دیدن مجدد جان پناه کلاغ لان از عبور مستقیم از ارتفاع مشرف به تخت نادر در نظر گرفته شد که نسبت به مسیر رفت از شیب بیشتری برخوردار بود.پس از رسیدن به تخت نادر و مجددا دشت میشان در ساعت ۹:۱۵دقیقه به گنج نامه رسیدیم.👏👏👏👏👏💐🌸🤝

بازگشت به منزل عزیز ترین عزیزان و خوردن چلوکباب بسیار عالی دست پخت خواهر گرامی جناب دلشاد و رفع خستگی پایانی دلنشین برای این صعود گروهی بود💐

  • فرناز یوسفی
۱۹
تیر

با پیشنهاد آقای هوشیاری قرار شد صعود به قله شیرکوه نیز به خاطرات و افتخارات گروه اضافه بشه ، برآورد اولیه هزینه ها و لوازم و نیز انتخاب نفرات انجام حالا یه تیم ۱۷ نفره مصصمم داشتیم که قرار بود حوالی ساعت پنج و نیم صبح پنج شنبه ۲۸ اردیبهشت تو ایستگاه قطار باشن .ساعت ۶.۲۰ تو قطار با صبحانه ای که با همت آقا حمید تهیه شده بود بچه ها مشغول صرف صبحانه شدند البته زحمت تهیه بلیط ها رو هم حمید کشیده بود.

ساعت ۱۲ قطار به شهر یزد رسید شهری که به «شهر بادگیرها»«عروس کویر»«شهر دوچرخه»«دارالعباده» نیز معروفه 

ساختمان امیرچخماق ،مسجد جامع، آب انبار،آتشکده زرتشتیان، موزه آب و... از دیدنیهای این شهره که واقعا چند روز وقت برای دیدن و درک فرهنگ غنی و هنر معماری ناب ایرانی لازم داره

راننده مینی بوس آقا سید محمد در ایستگاه قطار منتظر ما بود تا ما رو قسمت محل استراحت و سرو غذا که هتل والی تو مرکز یزد بود ببره

در این هتل و رستوران که خانه قدیمی و بازسازی شده قدیمی بود با خانواده جلالی که با دو فرزند و همسرشان منتظر ما بودند  آشنا شدیم

بعداز صرف نهار و کمی استراحت با مینی بوس به طرف روستای ده بالا حرکت کردیم ،متاسفانه اقای جلالی به دلایلی  نتوانستند گروه را همراهی کنند .پس از رسیدن به روستای ده بالا،افراد گروه لباسها را تعویض کرده  و با برداشتن اب ساعت 5/30 استارت حرکت به سمت قله را زدند و از مسیر پاکوبها که مناظر بسیار زیبا و دیدنی داشت ، عبور کرده و به دره نجیب که دره بسیا زیبا اما با شیب بسیار تند بود رسیدیم .

بنظرم همنوردان یزد در آینده نزدیک اسم این دره رو عوض کنند... شیب تند و خسته کننده آش با «نجیب » شباهتی نداره

که در این زمان به دلیل برخورد به تاریکی هوا تا رسیدن به پناهگاه باقی مسیر را با نور هد لایتها طی کردیم ، در ساعت ۹٬۴۰شب ، به پناهگاه شیرکوه در ارتفاع ۳۴۸۰قرارداشت  رسیدیم.

گروه پس از استقرار و صرف شام واستراحت در ساعت ۳,۳۰ بامداد ،حرکت خودشان را جهت صعود به قله شروع کرده ودر ساعت ۳٬۴۵ بامداد« ۱۵ نفر» به سمت قله حرکت رااستارت زدند. درساعت ۶ به قله رسیدیم .پس از استراحت وگرفتن عکس با بنر تهیه شده توسط آقایان دلشاد و صابری که در تقدیر و حمایت از آقای عظیم قیچی ساز بود.

باید سریعا به سمت پناهگاه حرکت می کردیم فرصت زیادی نداشتیم

یکی از نقطه ضعف این برنامه زمانبندی فشرده برنامه بود  که بدلیل محدودیت بلیط قطار و مشغله بچه ها فاصله تا تهران و تقریبا بصورت ناخواسته پیش آمده بود که بعضی وقتها آزار دهنده و تا حدی خسته کننده بود که البته این هم گاهی تو برنامه ها پیش میاد و صبوری و همدلی همنورد آن و لذت صعود قله و سلامتی بچه ها  خودش مشکل رو حل میکنه.

پس از صرف صبحانه در ساعت ۷,۳۰ دقیقه  به طرف ده بالا حرکت کرده و تقریبا تمام گروه در ساعت ۱۱٬۲۵ پای ماشین بودیم و عازم یزد شدیم ،به پیشنهاد گروه بعداز صرف فالوده یزدی، ساعت ۱٬۴۵ واردسالن  راه آهن یزد شدیم. آقای جلالی نهار گروه را با خودشون به ایستگاه قطار آورده بودند  که در داخل قطار نهار صرف شد

و ساعت ۸ بعدازظهر وارد تهران شدیم.

در خاتمه از زحمات و هماهنگی های آقای هوشیاری ، همسرشون، زحمت های آقا حمید ،  حس همکاری و رفاقت همه گروه که با صبر و حوصله موجب گردیدند که صعود خاطره انگیز داشته باشیم  سپاسگزارم.

نگارنده گزارش:  احمد جلالی

  • فرناز یوسفی
۱۹
تیر

  • فرناز یوسفی