خاطرات صعودهای همنوردان دماوند

خاطرات صعودهای همنوردان دماوند
بایگانی

۱ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «ساوالان» ثبت شده است

۲۸
تیر

🌴منم که دیده به دیدار دوست کردم باز

چه شکر گویمت ای کار ساز بنده نواز


دوستی داشتم همین حوالی،فقط یک چند صد کیلومتری معادل ۱۲ ساعت رانندگی با هم فاصله داشتیم،،،،۳ سال پیش با یک گروه ۱۷ نفره با برو بچ دانشگاه با چند تا ماشین عاریه و کلی قرض و قوله و گرفتن مرخصی ورزشی،رفتیم به زیارتش...

با رویی باز پذیرایمان بود،ولی ۲۴ نوع اب و هوا،،،از بری و بحری نصیبمان کرد.هم برف،هم مه،هم آفتاب عالم تاب،هم رعد و برق ....و هم تگرگ.

حسابی از خجالتمان در امد...۱۲ ساعت در خدمتش بودیم،ولی باز هم به معرفتش...‌سالم گذاشت برگردیم.😂😂😂😂

اندفعه که خدمتش بودیم...اسمش دلی ساوالان بود(سبلان دیوانه)....ولی فکر کنم ...انهم مثل من پیر شده😔😔چون اینباره پس از ۳ سال که برای دست بوسی خدمت رسیدیم...با هوایی دل انگیزو آفتابی پذیرایمان شد‌‌‌....گویا دوپامین مغزش زیاد ترشح کرده بود و آرام شده بود....😂😂😂😂🙏

سر خوش بود و خوشحال...

من اگر جای ساوالان بودم،همیشه از مهمانهایم با هوایی مثل روز صعودی که من و گروه ۱۳ نفره همنوردان دماوند داشتیم،از مهمانهایم پذیرایی میکردم..🌹گرم و افتابی.

.دوست من در این چند سال هیچ تغییری نکرده بود،،،فقط گنجشکهایش تپل تر و سر حالتر شده بودند.

یک سری از کوهنوردهای دوست تر از دوست...یا به معنای واقعی...عشق....لطف کرده بودند و علامتهایی زیبا با رنگ نارنجی در مسیر نصب کرده بودند تا ره گم نکنیم در این وادی.....ما ییم و موج سودا... ره گم کرده ، در این سالهای خاکستری.‌‌‌‌‌‌‌......

ولی خداییش ۴۸ تا تابلو زده بودند که از پای کوه به صورت معکوس شروع میشد‌‌‌‌‌‌...از ۴۸ تا ۱..تا شماره ۱۱ خیلی خوب بود ولی ۱۱ تا ا.....عجب انرژی ای میگرفت... 

 شمارش معکوس سخت است ،مخصوصا در  سربالایی.😳

همیشه قبل از صعود دوست داشتم ورزش کششی انجام بدهم....خدارا شکر ماشینهای لند روری که از پایین تا حسینیه ما را انتقال دادند...با حرکات موزون و البته همراه با خشونت منبعث از جاده ناهموار...همانند یک ماساژور حرفه ای این کار را انجام دادند....و پای صعود نیاز به هیچ حرکت ورزشی ای نبود...چون کاملا استخوانها نرم شده بودند...😂😂😂😂

ساعت ۷:۳۰حسینیه بودیم در ارتفاع ۳۷۰۰متری و با گروه به سمت قله صعود را اغاز کردیم.مسیر زیبا و دلنشین،هوا آرام و رام،دوستان موافق و همراه...از هر سنی و از هر قوم و نژاد و فرهنگی....همه اینها در عشق به صعود نهفته بود.

در راه پر فراز و نشیب گه گاه همنوردی جا می ماند،که با مساعدت و مهربانی سایر همنوردان،دوباره خود را به گروه میرساند،ماشالله جوانها همراه با رقص و شادی تا قله مارا همراهی کردند،،،و چه خوش ساعتی گذران ایام داشتیم.🌹

پس از ۶ ساعت پیاده روی و گذر از سنگ محراب ،در ساعت ۱۳:۳۰ به افق دوست به دریاچه ساوالان(اب بالای سر)رسیدیم...همه خوشحال و مسرور از صعودی دیگر تا ارتفاع رده ۵۰۰۰ متر(دقیقا ۴۸۰۲متر)...پرچم ها برافراشته و عکسها گرفته شد.و استراحتی دگر باره در کنار دوست و دوستان.و صرف هندوانه که توسط دوستان به قله اورده شده بود.

رطل فرود در ساعت ۱۵ نواخته و به همراهی گروه عازم مراجعت...ارتفاع زدگی جزئی برای بعضی از دوستان حادث شد که به یمن بازگشت به ارتفاع پایین همه چیز به خوبی و خوشی پایان یافت. مسیری ۱۸ کیلومتری در ۱۲ ساعت...از ارتفاع ۳۷۰۰ تا ۴۸۰۰..سوق دادن گروه به پایه ای از حضور حرفه ای در کوهپیمایی و فتح سومین قله بلند ایران  بود...یک مرتبه بالاتر....👏👏

خوش باشد این طعم شیرین صعود بر همگی🙏

در لحظاتی که داشتم برای دل خودم گزارشی از صعود به سبلان مینوشتم...خبری خواندم از تگرگ در سبلان...در روز بعد از صعود گروه همنوردان دماوند....گویا دوست من از رفتن ما ناراحت است😊

خواهیم امد دگر بار در زمانی دیگر

چشم به راه باش دوست من🙏

ساعت۱۹:۳۰پس از چهار ساعت و نیم پیاده روی به حسینیه رسیدیم، و حلقه ای از شادی در میان سایر کوهنوردان که در حال رقص محلی بودند را همراه با چای و نباتی که لیدر گروه مهمانمان کرده بود،نظاره گر بودیم...برخلافی که مشهور است ایرانیها افراد افسرده ای هستند..ولی معتقدم اصلا اینگونه نیست....ایرانی هر زمان و مکانی که دست بدهد....شادی خواهد کرد.🌹🌹🌹🌹

مجددا سوار لندرورهای نرم کننده جان و استخوان، مسیر ۱۵ کیلومتری و خاکی حسینه تا شابیل را پشت سر گذاشته،و در اب گرم ان ساعتی را گذراندیم تا خستگی راهی ۱۲ ساعته را التیامی باشد.شامی گوارا از کباب کوبیده و چنجه تازه همراه با نوشابه و ماست و چایی بعد از شام ،انرژی از دست رفته را به همگی بازگرداند.

هرکس مکانی امن در زندگیش دارد،که پس از خستگی های ایام در انجا مامن میگیرد.مکان امن ما نیز در این سفر ،منزل کوهنورد پیشکسوت جناب اقای موسوی زاده در مشکین شهر بود که با آغوشی باز از همه مهمان نوازی میکرد.

پس از یک روز فعالیت به مامن خود بازگشتیم .و چه دلنشین بود خوابی عمیق پس از یک صعود رویایی .🙏

گرچه راهی است پر از بیم ز ما تا بر دوست.

رفتن اسان بود ار واقف منزل باشی

واقف منزل بودیم و تا بر دوست با گروه همنوردان دماوند رفتیم و باز امدیم. مبارکتان باشد حلاوت دیدار دوست.

رامین مسطور -  پنجشنبه ۲۲ تیر ۹۶


گزارش فنی صعود

آخه خداییش نوشتن گزارش فنی صعود به این مهمی رو سپردن به من تازه وارد! کوچک ترین عضو گروه که چهارمین قله خودش رو فتح کرده تازه... (حالا بماند که تا همین چند سال پیش فکر میکردم اون تپه ای که وقتی ۶-۷ ساله بودم و تو اردبیل با خانواده ازش رفته بودیم بالا سبلان بوده... چون تو کتابای جغرافی خونده بودم که کوه معروف اردبیل سبلانه😂😂😂)  البته شاید خیلی هم بد نباشه... از اونجایی که به خاطر تجربه کم مدام دارم از بزرگان گروه سوال میپرسم و از تجربیاتشون استفاده میکنم شاید خوب باشه که برای تازه کار هایی مثل خودم بنویسم... 

اول از همه اینکه یه سری اطلاعات جالب توی این صعود راجع به سبلان کسب کردم که دونستنشون خالی از لطف نیست... 

قله سبلان با ارتفاع ۴۸۱۱، سومین بلندترین قله ایرانه ... از یک طرف محلی ها گاهی به خاطر آب و هوای مدام در حال تغییر این کوه بهش میگن "دَلی ساوالان" یعنی "سبلان دیوونه" و از طرفی هم براشون جای مقدسی حساب میشه و برای همین گاهی "سلطان ساوالان" قسمشونه... باور به مقدس بودن این کوه هم از اونجاییه که اعتقاد دارن مزار زرتشت توی این کوهه و  سنگ محراب هم محل عبادت این پیامبر بوده... یکی از معانی "ساوالان" هم که میشه "محل دریافت وحی" این اعتقاد رو تایید میکنه... باورهای مردمی جالبی بین مردم این خطه وجود داره... مثلا اینکه بعضی ها اعتقاد دارن زمانی که تمام برف سبلان آب بشه، آخر زمان میرسه... یا اینکه وقتی نام سبلان برده میشه، خصوصا وقتی که بهش سوگند یاد میکنن، مار از شکارش دست میکشه...

به گفته دوستان، یکی از مشکلات اصلی ای که تو این صعود ممکنه پیش بیاد گم شدن در اثر مه همیشگی این کوهه. از طرفی یه جاهایی از مسیر هست که اگه ۲-۳ متر از نفر جلوییت فاصله بگیری دیگه نمیتونی ببینیش و این به خاطر سنگ های خیلی بزرگیه که توی مسیر از بینشون رد میشیم... پس با گروه موندن تو این شرایط خیلی مهمه... خصوصا اینکه دو طرف مسیر دره است... مسیر صعودی که ما انتخاب کرده بودیم با تابلوهایی که از هرکدوم بعدی قابل مشاهده بود علامت گذاری شده بود... تابلوها از حدود ۵۴ شروع میشه و به ۱ که برسی قله رو فتح کردی... 😊😊😊

ما توی یکی از بهترین آب و هواهای ممکن صعود کردیم ولی با این حال من به شخصه از همه ی لباس گرم هایی که توی کوله ام بود استفاده کردم... اونم تو تیرماه...از کاپشن و بادگیر و پولار گرفته تا کلاه پشمی... البته داریم افرادی مثل آقای هوشیاری عزیز که تا قله با تیشرت اومدن ... اما خب ترجیحا همه جور لباس گرمی با خودتون همراه داشته باشید... 


فرناز یوسفی- تیرماه ۹۶

  • فرناز یوسفی