خاطرات صعودهای همنوردان دماوند

خاطرات صعودهای همنوردان دماوند
بایگانی

۷ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «قله» ثبت شده است

۰۸
مرداد

اخرین باری که حصارچال را دیدم... یک چادر زده بودم بین دو رودی که سرچشمه داشتند از آب های ذوب شده یخچال دایمی علم کوه... هوا بس ناجوانمردانه عالی😂یک لباس ورزشی در بر، همراه با نوشیدن قهوه ترکی که خودم درست کرده بودم و دیدن مناظر کمپ و طبیعت حصار چال... کلا تمام مناظر زیبا و طبیعت متعلق به کسانی است که رنج راه بر خود تحمیل میکنند و میروند، می بینند و زندگی می کنند در لحظات ناب.🌹

مثل سیاوش همنورد عزیزم...آرزویم دیدن دوباره علم کوه و حصار چال بود. توفیقی دست داد تا در ۶ مرداد ۹۶ پس از ۴ سال به محیط زیبای کلاردشت، رودبارک، حصار چال و علم کوه بر گردم. دومین قله بلند ایران با ارتفاع ۴۸۵۰متر. ولی ایندفعه تنها نبودم... بلکه در قالب یک گروه ۱۲ نفره از عزیزانی که چندین صعود موفق با هم داشتیم... گروه همنوردان دماوند....🌴

روز قبل از صعود ساعت ۴ صبح با کوله باری از وسایل صعود، همگی خود را به ترمینال بیهقی رساندیم و با مینی بوسی که لیدر از قبل مهیا نموده بود از جاده چالوس به سمت رودبارک کلاردشت (کمپ فدراسیون کوهنوردی) عازم شدیم. پس از رسیدن به کمپ و استقرار در اطاقها و صرف صبحانه، برای هم هوایی قبل از صعود😂😂😂😂با لباسهای مهمانی به سمت مناطق ییلاقی مسیر کلاردشت-عباس اباد رفتیم...جنگلهای انبوه مازندران واقعا مناظری هستند که دل از هر بیننده ای می ربایند.🌹ترانه های زیبایی که توسط همنوردان در ماشین اجرا شد و جوجه کبابی که توسط لیدر عزیز و همسر مهربانشان رویا خانم از پیش مهیا گردیده بود... روشن کردن اتش با ذغال و چوبهای جنگلی ....از لحظات فرحبخش این هم هوایی است😊😊😊

استفاده از طبیعت سر سبز خطه شمال ایران با محیطی رام و آرام با دوستانی یکرنگ و یکدل ...دلنشین است....توصیه میکنم امتحان کنید🙏

قله علم کوه در منطقه تخت سلیمان یا به عبارتی الپ ایران واقع است و از زیباترین مناطق کوهنوردی ایران محسوب می شود. یکی از اساتید کوهنوردی ایران رقمی در حدود ۲۰۰ قله در این منطقه متصور بود و علم کوه را اورست ایران نام نهاده است.بیشتر شهرت این قله به خاطر دیواره ای است که در دامنه شمالی ان واقع است و دارای فنی ترین و سخت ترین مسیرهای سنگ نوردی در ایران است. این دیواره در ایران جایگاهی مانندk2در جهان را دارا است.

ساعت ۴:۱۰دقیقه روز جمعه ۶ مرداد همه همنوردان برای طی مسیری ۲۷کیلومتری توسط پاترولهایی که از پیش مهیا شده بودند،سوار ماشین شدند و پس از ۷۰ دقیقه به ابتدای مسیر کوهپیمایی رسیدیم.پس از طی مسیری ۲ ساعته و گذشتن از یخچالهای دایمی و رسیدن به بهشت ایران حصارچال در ارتفاع ۳۷۰۰ متری ....اغازی بود برای یک صعود...

پس از صرف صبحانه در حصار چال و در هوایی مطبوع و دلنشین...در ساعت ۸ صبح به سمت قله راه افتادیم...هر چه بالاتر میرفتیم زیبایی منطقه بیشتر دیده میشد...دیدن حوضچه های اب طبیعی و منظری دیگر از کمپهای بر افراشته در منطقه حصارچال همه را شیفته و واله خود میکرد.🌹🌹🌹🌹

در ارتفاع ۴۴۰۰ متری استراحتی داشتیم،استراحت چه عرض کنم....بعضی از دوستان به دلیل خستگی راه شاید چند دقیقه ای به خواب شیرین هم فرو رفتند...شاید باور نکنید من خوابیدم حتی خواب هم دیدم...خواب یک دریاچه با ۱۲ قوی زیبا،سفید با گردنهای افراشته و در حال رقص زیبای قو....(حتما اهنگ دریاچه قو اثر چایکوفسکی را گوش دهید...لطیف ترین اهنگی است که تا کنون شنیده ام).

ساعت ۱۵پس ازهفت ساعت از جبهه جنوبی و عبور از مسیری صعب و گاها دست به سنگ شدن...به قله رسیدیم.

نقل قول از فرناز: وقتی که به قله رسید...اولین سوالش این بود: واقعا رسیدیم؟ بله رسیدید ...👏👏همه دوستان با تلاش و همت خودشان دومین قله مرتفع ایران را صعود کردند و بر افراشتن پرچم همنوردان دماوند که با یاد و خاطره بانوی کوهنوردی ایران.‌‌‌....لیلا اسفندیاری مزین شده بود....افتخاری بود برای این صعود..‌. روحش شاد و یادش گرامی.‌‌‌🌹


از زیبایی های این صعود..‌.صعود جوانترین عضو گروه امیتیس نازنین به همراه پدر و مادر عزیزش به علم کوه بود...تبریک امیتیس🙏🙏🙏🙏🙏


ساعت ۱۶ آرام آرام عزم فرود کردیم...همه اساتید کوهنوردی میدانند برگشت سخت تر از صعود است. با تنی خسته بعد از ساعتها پیاده روی در ساعت ۸ به حصار چال رسیدیم....بعضی از دوستان در پی مهیا کردن چای بودند ولی به دلیل کمبود وقت از تهیه چای گذر کردیم و گذشتیم.

دو ساعت در شب ،،،گروه با نور هد لمپ و چراغ قوه در مسیری که از یخچالها میگذشت همنوردی کردند.گاها سختی راه مشکلاتی را برای بعضی از دوستان ایجاد کرد ولی خدا راشکر همگی به مامن رسیدیم. محل پاترولها که یکی از انها به سختی روشن شد.😊😊😊.

تصور کنید در دل شب با خستگی یک صعود سخت یک روزه ...مجددا باید یک مسیر ناهموار ۲۷ کیلومتری را در جاده ای پر فراز و نشیب طی نمود با تنی خسته و رنجور.....ما اینکار را انجام دادیم👍👍👍👍

در ساعت یک نصف شب به اردوگاه رودبارک رسیدیم...

گویا جانی دوباره در کالبد خسته گروه دمیده شد....بعضی از دوستان به دنبال سرو سامانی دوباره به زندگی...و بعضی دیگر به دنبال استراحت....ولی همه در یک چیز مشترک بودند‌‌‌‌‌....خوشحال از صعودی موفقیت امیز و رسیدن به مامنی دوباره🌹🌹

شخصا از اینکه همه صحیح و سالم پس از ساعتها کوهنوردی و گذران مصاعب به اردوگاه رسیدند.‌‌...خوشحال بودم.🌴

در پاسی گذشته از نیمه شب...به سمت تهران راه افتادیم...پس از صرف شام در یک رستوران در مرزن اباد در ساعت ۲.۵ نصفه شب....به پیشنهاد یکی از همنوردان که معتقد بود:در ایران هر کاری انجام شدنی است ...شامی گوارا صرف شد....تصور کنید وسط جاده اکبر جوجه با برنج ته دیگ دار با ماست و نوشابه و زیتون پرورده و سیر ترشی، انهم ساعت ۲.۵ نصفه شب😂😂😂😂

پس از صرف شام....به سمت تهران راه افتادیم...رسیدن به تمدنی شلوغ، پر ترافیک و پر دغدغه در ساعت ۷ صبح پایانی بود برای صعودی سخت ولی دلنشین...

مهمترین کاری که انجام شد... انجام یک کار گروهی بود و آن رفتن به دومین قله مرتفع ایران است....یک گروه با گوناگونی نسلهای متفاوت.....همین بس است و کافی.‌‌‌‌ گوارای وجودتان....مشت چنگتان...🙏

رامین مسطور - ۷ مرداد ۹۶

  • فرناز یوسفی
۲۸
تیر

🌴منم که دیده به دیدار دوست کردم باز

چه شکر گویمت ای کار ساز بنده نواز


دوستی داشتم همین حوالی،فقط یک چند صد کیلومتری معادل ۱۲ ساعت رانندگی با هم فاصله داشتیم،،،،۳ سال پیش با یک گروه ۱۷ نفره با برو بچ دانشگاه با چند تا ماشین عاریه و کلی قرض و قوله و گرفتن مرخصی ورزشی،رفتیم به زیارتش...

با رویی باز پذیرایمان بود،ولی ۲۴ نوع اب و هوا،،،از بری و بحری نصیبمان کرد.هم برف،هم مه،هم آفتاب عالم تاب،هم رعد و برق ....و هم تگرگ.

حسابی از خجالتمان در امد...۱۲ ساعت در خدمتش بودیم،ولی باز هم به معرفتش...‌سالم گذاشت برگردیم.😂😂😂😂

اندفعه که خدمتش بودیم...اسمش دلی ساوالان بود(سبلان دیوانه)....ولی فکر کنم ...انهم مثل من پیر شده😔😔چون اینباره پس از ۳ سال که برای دست بوسی خدمت رسیدیم...با هوایی دل انگیزو آفتابی پذیرایمان شد‌‌‌....گویا دوپامین مغزش زیاد ترشح کرده بود و آرام شده بود....😂😂😂😂🙏

سر خوش بود و خوشحال...

من اگر جای ساوالان بودم،همیشه از مهمانهایم با هوایی مثل روز صعودی که من و گروه ۱۳ نفره همنوردان دماوند داشتیم،از مهمانهایم پذیرایی میکردم..🌹گرم و افتابی.

.دوست من در این چند سال هیچ تغییری نکرده بود،،،فقط گنجشکهایش تپل تر و سر حالتر شده بودند.

یک سری از کوهنوردهای دوست تر از دوست...یا به معنای واقعی...عشق....لطف کرده بودند و علامتهایی زیبا با رنگ نارنجی در مسیر نصب کرده بودند تا ره گم نکنیم در این وادی.....ما ییم و موج سودا... ره گم کرده ، در این سالهای خاکستری.‌‌‌‌‌‌‌......

ولی خداییش ۴۸ تا تابلو زده بودند که از پای کوه به صورت معکوس شروع میشد‌‌‌‌‌‌...از ۴۸ تا ۱..تا شماره ۱۱ خیلی خوب بود ولی ۱۱ تا ا.....عجب انرژی ای میگرفت... 

 شمارش معکوس سخت است ،مخصوصا در  سربالایی.😳

همیشه قبل از صعود دوست داشتم ورزش کششی انجام بدهم....خدارا شکر ماشینهای لند روری که از پایین تا حسینیه ما را انتقال دادند...با حرکات موزون و البته همراه با خشونت منبعث از جاده ناهموار...همانند یک ماساژور حرفه ای این کار را انجام دادند....و پای صعود نیاز به هیچ حرکت ورزشی ای نبود...چون کاملا استخوانها نرم شده بودند...😂😂😂😂

ساعت ۷:۳۰حسینیه بودیم در ارتفاع ۳۷۰۰متری و با گروه به سمت قله صعود را اغاز کردیم.مسیر زیبا و دلنشین،هوا آرام و رام،دوستان موافق و همراه...از هر سنی و از هر قوم و نژاد و فرهنگی....همه اینها در عشق به صعود نهفته بود.

در راه پر فراز و نشیب گه گاه همنوردی جا می ماند،که با مساعدت و مهربانی سایر همنوردان،دوباره خود را به گروه میرساند،ماشالله جوانها همراه با رقص و شادی تا قله مارا همراهی کردند،،،و چه خوش ساعتی گذران ایام داشتیم.🌹

پس از ۶ ساعت پیاده روی و گذر از سنگ محراب ،در ساعت ۱۳:۳۰ به افق دوست به دریاچه ساوالان(اب بالای سر)رسیدیم...همه خوشحال و مسرور از صعودی دیگر تا ارتفاع رده ۵۰۰۰ متر(دقیقا ۴۸۰۲متر)...پرچم ها برافراشته و عکسها گرفته شد.و استراحتی دگر باره در کنار دوست و دوستان.و صرف هندوانه که توسط دوستان به قله اورده شده بود.

رطل فرود در ساعت ۱۵ نواخته و به همراهی گروه عازم مراجعت...ارتفاع زدگی جزئی برای بعضی از دوستان حادث شد که به یمن بازگشت به ارتفاع پایین همه چیز به خوبی و خوشی پایان یافت. مسیری ۱۸ کیلومتری در ۱۲ ساعت...از ارتفاع ۳۷۰۰ تا ۴۸۰۰..سوق دادن گروه به پایه ای از حضور حرفه ای در کوهپیمایی و فتح سومین قله بلند ایران  بود...یک مرتبه بالاتر....👏👏

خوش باشد این طعم شیرین صعود بر همگی🙏

در لحظاتی که داشتم برای دل خودم گزارشی از صعود به سبلان مینوشتم...خبری خواندم از تگرگ در سبلان...در روز بعد از صعود گروه همنوردان دماوند....گویا دوست من از رفتن ما ناراحت است😊

خواهیم امد دگر بار در زمانی دیگر

چشم به راه باش دوست من🙏

ساعت۱۹:۳۰پس از چهار ساعت و نیم پیاده روی به حسینیه رسیدیم، و حلقه ای از شادی در میان سایر کوهنوردان که در حال رقص محلی بودند را همراه با چای و نباتی که لیدر گروه مهمانمان کرده بود،نظاره گر بودیم...برخلافی که مشهور است ایرانیها افراد افسرده ای هستند..ولی معتقدم اصلا اینگونه نیست....ایرانی هر زمان و مکانی که دست بدهد....شادی خواهد کرد.🌹🌹🌹🌹

مجددا سوار لندرورهای نرم کننده جان و استخوان، مسیر ۱۵ کیلومتری و خاکی حسینه تا شابیل را پشت سر گذاشته،و در اب گرم ان ساعتی را گذراندیم تا خستگی راهی ۱۲ ساعته را التیامی باشد.شامی گوارا از کباب کوبیده و چنجه تازه همراه با نوشابه و ماست و چایی بعد از شام ،انرژی از دست رفته را به همگی بازگرداند.

هرکس مکانی امن در زندگیش دارد،که پس از خستگی های ایام در انجا مامن میگیرد.مکان امن ما نیز در این سفر ،منزل کوهنورد پیشکسوت جناب اقای موسوی زاده در مشکین شهر بود که با آغوشی باز از همه مهمان نوازی میکرد.

پس از یک روز فعالیت به مامن خود بازگشتیم .و چه دلنشین بود خوابی عمیق پس از یک صعود رویایی .🙏

گرچه راهی است پر از بیم ز ما تا بر دوست.

رفتن اسان بود ار واقف منزل باشی

واقف منزل بودیم و تا بر دوست با گروه همنوردان دماوند رفتیم و باز امدیم. مبارکتان باشد حلاوت دیدار دوست.

رامین مسطور -  پنجشنبه ۲۲ تیر ۹۶


گزارش فنی صعود

آخه خداییش نوشتن گزارش فنی صعود به این مهمی رو سپردن به من تازه وارد! کوچک ترین عضو گروه که چهارمین قله خودش رو فتح کرده تازه... (حالا بماند که تا همین چند سال پیش فکر میکردم اون تپه ای که وقتی ۶-۷ ساله بودم و تو اردبیل با خانواده ازش رفته بودیم بالا سبلان بوده... چون تو کتابای جغرافی خونده بودم که کوه معروف اردبیل سبلانه😂😂😂)  البته شاید خیلی هم بد نباشه... از اونجایی که به خاطر تجربه کم مدام دارم از بزرگان گروه سوال میپرسم و از تجربیاتشون استفاده میکنم شاید خوب باشه که برای تازه کار هایی مثل خودم بنویسم... 

اول از همه اینکه یه سری اطلاعات جالب توی این صعود راجع به سبلان کسب کردم که دونستنشون خالی از لطف نیست... 

قله سبلان با ارتفاع ۴۸۱۱، سومین بلندترین قله ایرانه ... از یک طرف محلی ها گاهی به خاطر آب و هوای مدام در حال تغییر این کوه بهش میگن "دَلی ساوالان" یعنی "سبلان دیوونه" و از طرفی هم براشون جای مقدسی حساب میشه و برای همین گاهی "سلطان ساوالان" قسمشونه... باور به مقدس بودن این کوه هم از اونجاییه که اعتقاد دارن مزار زرتشت توی این کوهه و  سنگ محراب هم محل عبادت این پیامبر بوده... یکی از معانی "ساوالان" هم که میشه "محل دریافت وحی" این اعتقاد رو تایید میکنه... باورهای مردمی جالبی بین مردم این خطه وجود داره... مثلا اینکه بعضی ها اعتقاد دارن زمانی که تمام برف سبلان آب بشه، آخر زمان میرسه... یا اینکه وقتی نام سبلان برده میشه، خصوصا وقتی که بهش سوگند یاد میکنن، مار از شکارش دست میکشه...

به گفته دوستان، یکی از مشکلات اصلی ای که تو این صعود ممکنه پیش بیاد گم شدن در اثر مه همیشگی این کوهه. از طرفی یه جاهایی از مسیر هست که اگه ۲-۳ متر از نفر جلوییت فاصله بگیری دیگه نمیتونی ببینیش و این به خاطر سنگ های خیلی بزرگیه که توی مسیر از بینشون رد میشیم... پس با گروه موندن تو این شرایط خیلی مهمه... خصوصا اینکه دو طرف مسیر دره است... مسیر صعودی که ما انتخاب کرده بودیم با تابلوهایی که از هرکدوم بعدی قابل مشاهده بود علامت گذاری شده بود... تابلوها از حدود ۵۴ شروع میشه و به ۱ که برسی قله رو فتح کردی... 😊😊😊

ما توی یکی از بهترین آب و هواهای ممکن صعود کردیم ولی با این حال من به شخصه از همه ی لباس گرم هایی که توی کوله ام بود استفاده کردم... اونم تو تیرماه...از کاپشن و بادگیر و پولار گرفته تا کلاه پشمی... البته داریم افرادی مثل آقای هوشیاری عزیز که تا قله با تیشرت اومدن ... اما خب ترجیحا همه جور لباس گرمی با خودتون همراه داشته باشید... 


فرناز یوسفی- تیرماه ۹۶

  • فرناز یوسفی
۱۹
تیر

حدود ساعت ۶ صبح، با یک گروه ۶ نفره از آهار شروع به حرکت کردیم... با اینکه تابستون بود هوا خیلی خنک و دل نواز بود... اوایل مسیر پر بود از باغ های گیلاس و آلبالو... به لطف آقای سالمی عزیز از شاخه های بیرون اومده از باغ ها گیلاس و آلبالوهای خوشمزه و تازه ای خوردیم... بعد از گذشتن از بین باغ ها، به دشت رسیدیم ...

مسیر را ادامه دادیم تا به سرچشمه ای که به گوسفندسرا معروف است رسیدیم... قرار بود صبحانه را در همانجا صرف کنیم اما اطراف چشمه طوری بود که گویی به شهر جیرجیرکها وارد شده بودیم... با هر قدمی که به زمین میگذاشتیم بیشتراز چند ده تایی از زمین بلند میشدند... طوری که امکان مستقر شدن وجود نداشت... به این ترتیب باز هم به مسیر ادامه داده و از دره ای نا نجیب با شیب بسیار تند عبور کردیم تا شاید کمی از وجود جیرجیرکها کاسته شود...

 

ساعت ده برای صرف صبحانه توقف کردیم و با سفره رنگی صبحانه مفصلی نوش جان کردیم حدود ساعت 10:45 باز به راه خود ادامه دادیم... دیگر قله به وضوح مقابلمون بود... انقدر نزدیک که انگار یک ساعت دیگه بهش خواهیم رسید... ولی هرچه راه میرفتیم قله همان سرجای خودش بود...

حدود ساعت 2:30بدون باز کردن سفره درکمر کوه بر روی سنگ ها نشستنیم و ساندویچی از قبل آماده شده صرف کردیم... دوباره به راه خود ادامه داده تا ساعت 4 بعداز ظهر به قله رسیدیم در پناهگاه قله به هرکسی که می گفتیم از مسیر شکرآب صبح حرکت کردیم باورشان نمیشد که یک روزه بشه از این مسیر صعود کرد... 

در بالای قله بعداز صرف میوه و چای و کمی غذا و عکس گرفتن ساعت 5:30 از قله به سمت ایستگاه هفت حرکت کردیم ... از ایستگاه هفت با تله کابین به سمت ولنجک پایین اومدیم و در نهایت ساعت 6:30 این صعود موفق آمیز را به پایان رساندیم...

 تشکر میکنم از همه این عزیزان که مارا در این صعود یاری کردن... 

به امید صعودهای دیگر در کنار دوستان عزیز...

اعضای گروه در این صعود: آقایان محمد سالمی و حسن هوشیاری (لیدر) و خانمها فرح یوسفی، رویا افسردیری، ساینا هوشیاری و فرناز یوسفی

  • فرناز یوسفی
۱۹
تیر

🌹سیر سپهر و دور قمر را چه اختیار🌹

🌹درگردشند بر حسب اختیار دوست🌹

🌴سفری دیگر، برحسب اختیاردوستان گروه همنوردان دماوند.... برای صعود به قله ای دیگر مهیا شد..سالهای جوانی(انچه افتد و دانی)بارها از جاده فشم دیزین ره پیموده و چندین بار سعادت دیدن منظره قله دیزین و پیست اسکی را داشته ام....ولی این بار دیدن این مناظر از ارتفاعی بالاتر نصیبمان شد و ان قله ۴۱۷۰متری کلون بستک(کلون بسته)بود....🌴

مسیر یکساعته تهران...جاده فشم...دیزین را به همراه دوستان پیموده و ماشینها را در راهداری دیزین و در ارتفاع ۳۲۸۰متری مستقر نمودیم و با کوله ای اندک از اب و وسایل مورد نیاز یک صعود یک روزه ،به سمت قله رهسپار شدیم..پس از طی ۴۰ دقیقه پیاده روی از جاده ای ماشین رو ولی خاکی....که از خاک بر پا شده از ماشین های در تردد نیز بی نصیب نبودیم...در ساعت ۷:۴۵دقیقه به ایستگاه انتن که محوطه ای برای پارک وسایل نقلیه هم داشت رسیدیم....

پس از انکه اعضای ۱۷ نفره گروه خود را معرفی کردند...با راهنمایی لیدر همیشه خوبمان جناب هوشیاری عزیز و حمایت اقا محسن گرامی(بابای عسل)....از مسیری در دامنه کوه،که پوشش فصل تابستانی دامنه های البرز را در بر داشت...و گاها چهار فصل رنگی بوته های خودرو را میتوانستیم ببینیم..به راه افتادیم..بدون وقفه از دامنه و سپس با طی مسیری با شیب زیاد و رسیدن به برامدگی های سنگی فرسایش کوه...که گاها دست به سنگ نیز از فوایدش بود....در ساعت ۱۰:۵۰ پس از ۳ ساعت پیاده روی به قله کلون بستک رسیدیم که از سمت شرق ان...قله همیشه سربلند دماوند و از سمت غرب ان قله های کهر و ناز....و اما الوند با شکوه که در دور دستها خودنمایی میکرد ..قابل رویت بودند.

🌷شور و شوق صعود اولی عزیزمان و جوانترین عضو گروه، امیتیس نازنین که با جدیت و استواری تمام در این صعود کنارمان بود و عکسها و فیلمهایی که به مناسبت این صعود گرفته میشد از لحظات دلنشین این همنوردی به شمار می اید.🌷

با سپاس فراوان از عزیزان بزرگوار،اقاسیاوش  بخاطر فیلمهای صعود واقا محمد همیشه در صحنه ، برای ثبت خاطرات لحظات ناب.بچه ها مچکریم🙏

هم هوایی یکساعته در ارتفاع بالای ۴۰۰۰ متر برای امادگی صعودهای بعدی بنا به توصیه لیدر،همراه با صرف غذایی سبک صورت گرفت..و پس از ان به راحتی مرحله فرود انجام و پس از ۲ ساعت....به راهدار خانه دیزین رسیدیم.

از نکات این صعود تطبیق با ارتفاع بالا بود که به حمد و ثنای خداوندی  در این امر برای دوستان مشکلی پیش نیامد،که نشان از توان بالای همه اعضای گروه است.

🙏.به امید صعود به ارتفاع ۵۰۰۰ متر وبالاتر.🙏

کل مسیر پیمایش ۱۶ کیلومتر و زمان ان ۶ ساعت براورد گردید.


چشم به راه و منتظر صعودی دیگر با دوستان همدل همنوردان دماوند.

جمعه ۹ تیر ۱۳۹۶    رامین

  • فرناز یوسفی
۱۹
تیر

بنام خدا

امروز جمعه 02تیر ماه 1396 گروه همنوردان دماوند به سرپرستی آقای هوشیاری عازم قله توچال از مسیر ولنجک شد.

🌺☀️🗻🇮🇷🏆👏💪 

گروهی از همنوردان ساعت 3:30 دقیقه صبح از زیر پل سیدخندان و باقی دوستان در پارکینک مجموعه توچال گرد هم آمدند.

🚶🏻🚗🚶🏻‍♀️🚙🚶🏻🚲🚶🏻‍♀️🚖🚶🏻🚁

استارت صعود در ساعت 5 صبح با 17 نفر از ایستگاه 1زده شد

🎊🎉🎈🎊🎉🎈🎊🎉🎈🎊🎉🎈

در مسیر خانم یوسفی عزیز به همراه ساینا جان و فرناز جان سرقدم گروه بودند و در بهترین زمان ممکن یعنی ساعت 7:15 به ایستگاه 2 رسیدیم و با میوه های خوشمزه و اسنک و کلوچه و دمنوش  و ... به مدت 30 دقیقه استراحتی کردیم و ظرف های آب را پر کرده و به مسیر ادامه دادیم.

🍒🍈🍒🌮🍒🍬🍒☕️🍒

مسیر را تا ایستگاه 5 به لطف موزیک های دوستان و خاطرات و معماهای فکری شیرین به راحتی طی کردیم و تیم با ی دنیا انرژی مثبت در ساعت 9 به ایستگاه 5 رسید.

💃☀️🕺🏻🎧💃🎼🕺🏻📷💃🔈🕺🏻

در ایستگاه 5 دوستان سفره های صبحانه رنگین و پر برکتشان را با مهربانی گستراندند و با محبت فراوان و دلی بزرگ پذیرایی دوستان شدند.

از عدسی و دمنوش کوهی و پونه دستچین و .....گرفته تا پنیر و خرما و گردو .

این جاهای برنامه واقعا جا داره ک بگیم جای همه دوستانی که نبودند سبزه سبز .

💚🍽🥛🍲🥗🥚🧀🍞🍀🍽💚

ساعت 10:30 پس از عکس یادگاری 

آقایان حمید نوروزی و حسن آقا از گروه جدا شدند و به سمت پایین بازگشتند.

به یاری خداوند و انرژی فوقالعاده بالای همنوردان در ساعت 1:15 به ایستگاه 7 رسیدیم.

با توجه به صحبت هایی که با مسئول تله کابین شد و توصیه های آقای هوشیاری عزیز😊

پنج نفر از دوستان تصمیم گرفتند که از همانجا با تلکابین به سمت پایین بازگردند

🚠🚠🚠🚠🚠🚠🚠🚠🚠🚠🚠🚠🚠

10 نفره قله نورد گروه

آقای هوشیاری-خانم هوشیاری-خانم یوسفی-فرناز عزیز-اقای محمد جوان 20 ساله- آقای محسن به همراه پسرشون علی آقا- خانم ابراهیمی-آقای محمد صابری و مهناز

🎉🎊🗻🏆🥇🥇🥇🥇🥇🥇🥇🥇🥇🥇🏆

در ساعت 2:20 دقیقه قله توچال زده شد

💪💪💪💪💪💪💪💪💪

پس از عکس های یادگاری و معاشرت با دوستان در قله

و دیدن دوست قدیمی و دوست داشتنی خانم سمیه در جانپناه  توچال 🙏🌺

در ساعت 2:50 دقیقه حرکت گروه به سمت پایین استارت خورد.

👣👣👣👣👣👣

باتوجه به فعالیت تلکابین و تصمیم لیدر گروه و دوستان .بازگشت با تله انجام شد که خالی از لطف نبود.....

تجربه فرود با تله و مشاهده مناظر و سلفی های داخل کابین و شعر خوندن های توی مسیر و .....

🗣🚠🎊🎉🎹🎤🚠🚠🗻🗻

در ایستگاه 1 آقای محسن و علی آقا به سمت پارکینک حرکت کردند.

باقی تیم پس از صرف ناهار خوشمزه به سمت پارکینگ حرکت کرده.

و به این ترتیب این برنامه گروه نیز به سلامتی و موفقیت به یاری خداوند به پایان رسید.

🙏🌺🙏🌺🙏🌺🙏🌺🙏🌺🙏🌺

با سپاس فراوان از تمامی همنوردانی که در این برنامه شرکت کردند و به امید همنوردی با دیگر عزیزان همنورد.

🙏🙏🙏🙏🙏🙏🙏🙏🙏🙏🙏🙏🙏🙏🙏

  • فرناز یوسفی
۱۹
تیر

🌸کوه به کوه آمده ام    مو به مو آمده ام🌸

🌸تار کیسوی تودیدم   سمت او آمده ام🌸‌‌

سالها بعنوان یک مسافر از جاده هرازمخصوصاپلور و رینه عبور میکردم و بارها از زوایای متفاوت جاده، زیبایی شگفت انگیز قله دماوند یا همان دیو سپید پای دربند (گنبد گیتی)..دماوند...را دیده بودم ولی اینبار نه بعنوان یک مسافر بلکه بعنوان عضوی از گروه همنوردان دماوند برای صعود به قله پاشوره فرصتی مهیا شد تا بتوانم زیبایی های این منطقه را از منظری دیگر نظاره گر باشم💐

در ۷۸ کیلومتری جاده تهران امل دهکده زیبای کندلو با تابلویی به همین نام وجود داشت که ورودی رسیدن به دشتی وسیع،سرسبزوزیبای آز بود.طی مسافت ۸ کیلومتر از جاده ای مارپیچ از کندلو به کارخانه اب معدنی نوا و پیاده روی شبانه از کارخانه به مسافت ۳ کیلومتر در ارتفاع ۲۲۰۰متری  به دشت آز رسیدیم.چادرها با همیاری دوستان بر پا شد و در خلوت شب آسمانی دیدیم که پر از ستاره بودو لذتی شگفت انگیز در دل هر بیننده ای بوجود می اورد.پس از سالها قسمت شد این منظره را دگر بار ببینم و به یاد دوران کودکی،خوابیدن بر روی تشک خنک پهن شده بر روی پشت بام در شبهای تابستان و شمارش ستاره ها بیفتم.🌼

صرف شام گروهی در زیر نور چراغ قوه و بر افروختن اتش و خوردن چای،پایان شبی دلنشین برای آغاز فردای یک صعود بود💐

صبح زیبا  بادیدن منظره دماوند که در میان مه گرفتگی منطقه دلربایی میکرد اغاز شد.و دوستان تا توانستند از این مناظر عکس گرفتند.دیدن این مناظر شایدخیلی کم اتفاق افتد که بخت یارمان بود،....امدیم...ایستادیم....دیدیم....و لذت بردیم.🤝

ساعت ۶ به همراهی همنوردان و راهنمایی مهندس جلالی عزیز از جبهه جنوب شرقی و با گذر از دشت زیبای آز و دیدن مناظری که شب قبل... ازدیدن ان به دلیل تاریکی شب محروم بودیم .به سمت قله پاشوره برای یک کوهنوردی ۲۲ کیلومتری به راه افتاده وپس از طی مسیری ۵ ساعته واز خط الراس به قله ۳۸۷۰متری پاشوره رسیدیم.زیبایی این مسیر ،دیدن قله دماوند و سد لار از نگاهی دیگر بود.دقیقا هر چه بالاتر میرفتیم عظمت و شکوه این قله بیشتر اشکار می شدو همه همنوردان بخصوص دو صعود اولی این گروه فرناز خانم و ساینا خانم که باصبر و استقامتی وصف ناپذیر ما را همراه بودند از این زیبایی و زیبایی های دیگر مسیر لذت میبردند.کولونی جیرجیرکها،آشیانه یک پرنده در پاکوب مسیر صعود از زیبایی های مزید این صعود به شمار می امدند.💐💐💐

پس از گرفتن عکسهایی زیبا توسط محمد عزیز(مردی برای تمام فصول)ازهمنوردان و گروه، عازم بازگشت شدیم.مسیر برگشت کاملا متفاوت بود که از میان سنگهای آذرین منطقه(یا همان سنگ پای معروف)میگذشت.که دیدن ان خالی از لطف نبوده ونیست.در این مسیر باید بعضی جاها را شن اسکی میکردیم که با اموزش نحوه صحیح شن اسکی توسط مهندس جلالی... به راحتی توانستیم مسیر را در میان باد شدیدطی نماییم.🙏

💐رسیدن به دشت و محل کمپ،نوشیدن چای گوارای هیزمی تهیه شده توسط شهرام عزیز و خانواده مهربانش که با رویی باز از همه استقبال می کردند پایانی دلنشین برای یک صعود دل انگیزبود💐

ما زنده به آنیم که آرام نگیریم

....موجیم....

آسودگی ما عدم ماست🙏

رامین مسطور ۲۶ خرداد ۹۶


گزارش برنامه صعود به قله ۳۸۶۸ متری  پاشوره پنجشنبه آخر اردیبهشت ۹۶ساعت شش و نیم عصر  تیم همنوران دماوند هماهنگی های اولیه را انجام داده بود تا برای صعود جدیدی آماده بشن ،« صعود به قله پاشوره»

 مقصد جاده هراز ۱۸ کیلومتر بعد از سه راهی پلور و درست مقابل آن جاده ای آسفالته و پر پیچ و خم شما را به روستای کهن با خانه هایی که گچ بری و ایوان هایش نشان از عمارتهای اشرافی در منطقه می داد، می رساند.

روستای نوا وجه تسمیه اون از دو قسمت « ن» به معنای  نه و « وا» در زبان مازندرانی به معنای باد است.  منطقه دماوند اغلب با وزش بادهای نسبتا تند  فصول مواجه است و روستای نوا بدلیل موقعیتش باد کمتری دارد

عمارت حمام قدیمی ، خانه های سنتی و ساختمان کارخانه آب معدنی نوا به همراه چشم انداز زیبای اون از ویژگی اون بشمار میره

ساعت هشت و نیم تا نه و پانزده دقیقه مشغول جمع و جور کردن لوازم ،بستن کوله ها شدیم

این بار برنامه صعود شبانه بخاطر حضور میهمانان جدید که توشون بچه های هفت؛ هشت ساله هم بودند کمی نا متقارن شده بود و باعث شده بود  آروم تر مسیر سه کیلومتری تا دشت آرزو رو که تاریکی ، جاری شدن آب و گل لایه و سنگینی کوله ها نیز مزید بر علت شده رو حدود ۷۵ دقیقه طی کنیم

بهتره به محض رسیدن به محل استقرار اگر تی شرت یا لباسمون خیس شده  سریعا عوضش کنیم چون اگه مرطوب باشیم بسادگی احساس سرما و لرز تو تنمون می افته و در معرض سرماخوردگی می افتیم

حالا نوبت استقرار ،برپایی چادر ⛺️ ،روشن کردن آتش 🔥 و خوردن چای آتیشی ، شام و شب نشینی تو هوای نسبتا خنک و مجاور کلبه آزو بود که تا پاسی از نیمه شب بطول انجامید

قرار شد بخاطر کم خوابی اجازه بدیم بچه ها یک ساعتی بیشتر بخوابن

نهایتا ساعت ۶ تمام گروه آماده حرکت بودند مسیر ما از جنوب شرقی دشت به سمت خط‌الرأس و قسمت قله ای تقریبا قسمت قبله روانه شدیم که من به اشتباه تو برنامه گفتم قله قبله تازه براش مسابقه هم گذاشتم!!!!!

اسم صحیحش قله عبرته

که از این بابت عذر خواهی میکنم قله قبله محلی  توی جاده چالوسه

ساعت هشت تا هشت و بیست دقیقه به خوردن صبحانه گذشت. و حالا دیگه مسیر ما به سمت قله دلشوره با خط الراس نسبتا طولانی طی میشد .از یک طرف خط الراس دو برابر و روستای لاسم پایین اون که مسیر دیگه قله محسوب می‌شد و از طرف دیگه رخ زیبای دماوند به زیبایی این مسیر رویایی می افزود

حالا ساعت ۱۰,۵۰ بود و تیم ما روی قله پاشوره و عکسای یادگاری از قله

مسیر برگشت کاملاً متفاوت بود و از سمت دیگر خط دارای انجام می‌شد

گذر از محل عبور از سنگهای آذرین که منطقه سنگهای تیره مسیر بود همان وجه تسمیه قله پاسورهای بود. همون سنگ پای خودمون

با عبور از محلهای شن اسکی مجددا به دشت برگشتیم. ساعت ۱۴،۵۰ تقریبا بچه ها به کلبه آرزو محل کمپ رسیدن.

کمی استراحت ،ریکاوری مجدد، خوردن آب ، ته بندی با غذاهای باقیمونده و جمع کردن وسایل ما رو دوباره تو مسیر برگشت به روستای نوا قرار می‌داد.

ساعت ۱۸ تقریبا تیم توی پارکینگ مجاور آب معدنی نوا بودن و یه هندوانه بزرگ که زهرا خانم در سایه ماشین آماده کرده بودن به اضافه شیرینی که خانم رویا تهیه بعنوان شیرینی صعود تهیه کرده بودن حسن ختام برنامه امروز بود تا شیرینی اون باعث از یاد رفتن سختی ها و ناملایمات صعود بش

با پوزش از   طولانی شدن این گزارش و تبریک صعود به تیم خوب و دوست داشتنی همنوردان دماوند و تبریک به دوست عزیزم جناب آقای حسن هوشیاری و خانواده محترمشون که باعث جمع شدن این نفرات دور هم و ثبت خاطرات ماندگار میشوند. 

نگارنده این گزارش احمد جلالی

  • فرناز یوسفی
۱۹
تیر

امروز 22 اردیبهشت ماه سال1396 گروه همنوردان دماوند به سرپرستی آقای هوشیاری عازم قله کلون بستک شد.


در ساعت 5 صبح با  4ماشین و 13 نفر  استارت برنامه زده شد 


متاسفانه ساعت 7 صبح با جاده بسته مواجه شدیم!


بلافاصله تصمیم به صعود قله آهنگرک گرفته شد 👏💪💪💪💪👏


در ابتدا مسیر کنار رودخانه را طی کردیم تا به دشت هملون رسیدیم.


دشتی بسیار سرسبز و مسیری پر از شکوفه های زیباو برف در کنار سبزه و گل .....


🌿☘️🌱🌼🌻🌸🌿🌿🌹🌷🍀☘️🌺🌼🌻🌱🌿☘️


توقف 1 ساعته برای صبحانه داشتیم.


اقای هوشیاری مسیر حرفه ای تری رو برای قله انتخاب کردن (جدا از پاکوب) برای بالا رفتن قدرت بدنی تیم...


شکر خدا و بسلامتی کامل ساعت 12 قله آهنگرک به ارتفاع 3150 توسط گروه همنوردان دماوند زده شد


تیم عکس های یادگاری خود را در باد شدید به همراه نم باران در قله گرفت


توقف 30 دقیقه ای در قله داشتیم


مسیر بازگشت را بخاطر قدرت بدنی بالای تیم جدا از پاکوب انتخاب شد ....


یال های کنار قله را طی کرده و شیب کوه را شکسته و به دره بازگشتیم


مسیر بازگشت پر هیجان تر . کوتاه تر. تکنیکی تر و پرخاطره تر بود برای جمع....👍😁😉😁🏆


ساعت 3 به دشت رسیده و 2ساعت توقف برای ناهار-رقص-چای-غذا دادن به حیوانات- و اسب سواری و....


در مسیر بازگشت گروه کوهنوردی ای بمانسبت جشن تولد گروهشان ما را مهمان هندوانه شیرینی کردندو با کامی شیرین ساعت 7 به محل پارک ماشین ها رسیدیم .


جا داره از تمام همنوردان عزیزی ک افتخار همراهیشون و نداشتیم یادی بکنم...


ان شالله در برنامه های بعدی شاهد حضورشون باشیم.


  • فرناز یوسفی